غلامعلى صفايى

51

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

1 - دستور و فرمان كه در اين صورت متكلم فردى عالى بوده و مخاطب شخصى دانى است مانند تكلم ذات اقدس بارى تعالى نسبت به تمامى موجودات عالم خلقت ، چنان‌كه در اين آيه اين گونه استعمال شده است : لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ ( الطلاق / 7 ) 2 - دعا ، كه متكلم به فعل امر ، شخص دانى است درحاليكه فاعل فعل امر فردى عالى مىباشد ، مانند آيهء شريفه‌اى كه حكايت حال دوزخيان است كه به مالك دوزخ مىگويند : وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ ( الزخرف / 77 ) كه شاهد در دعايى بودن فعل امر در آيه است زيرا متكلم دوزخيان هستند و فاعل فعل امر « ربّك » است . 3 - التماس : كه متكلم و مخاطب و يا فاعل فعل امر در يك رتبه هستند مثل قول شما به كسى كه مساوى شماست : « ليفعل فلان كذا » . البته اگر شما خود را بزرگتر او جلوه ندهيد و الّا استعمال فعل امر از باب دستور و فرمان مىشود . و كذا لو اخرجت عن الطلب إلى غيره : و همچنين در مواردى كه لام امر و مدخول آن از معناى طلبى خارج شده و مجازا استعمال در غير معناى طلبى مىشود ، باز لام قدرت جزم خود را حفظ كرده و فعل بعد را جزم مىدهد ، مثل لامى كه از او و فعل بعدش اراده خبر مىشود در حالى كه وضع حقيقى اين لام براى طلب و انشائىكردن فعل بعد است ، مانند آيهء شريفهء : مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا ( مريم / 72 ) و مانند آيهء شريفهء : اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ ( العنكبوت / 12 ) شاهد در هردو آيه در خبرى بودن فعل امر « فليمدد » و « لنحمل » و ارادهء « فيمدّ » و « نحمل » است كه در اين صورت نيز لام جزم داده است . و از موارد استعمال مجازى لام با فعل بعد كه هنوز لام قدرت جزم دارد ،